تبليغاتX
--! هم توم !--

سلام به همه ی دوستان

قبل هر چیزی عید رو تبریک میگم , با اینکه یه هفته هست که تعطیلات تموم شده ولی به بزرگی خودتون ببخشید دیگه این بدقولی من و دیر شدن آپم . امیدوارم هر روزتون عید باشه و همیشه خوش باشید . راستش من تو عید یه سفر 10 روزه رفتیم و دیگه نرسیدم که آپدیت کنم بخاطر همین انقدر دیر شد . خب بگذریم , وارد سال 1387 شدیم و چشم رو هم بذاریم 1388 هم اومده , مهم اینه که خوبی ها و خاطرات شیرین توی ذهنمون بمونه . خب دیگه وراجی بسه !

راستش واسه این پستم دو تا خبر نسبتا جدید در نظر گرفتم و بعد خبر , عکسهایی از بازیگران محبوبم گذاشتم و در آخر هم به خواسته تانیا عزیز , یه معرفی کوتاه هم از خودم میزارم و در آخر هم به خواسته شقایق جان و تمایل خودم , نقد فیلم ویر زارا رو میذارم .

خبر اول مربوط به کارینا کاپور هست .

کارینا کاپور : ای کاش خواهرم با آبشیک ازدواج کرده بود !

کارینا کاپور در اظهار نظری عجیب خواهرش کاریشما کاپور را به خاطر ازدواج با سانجی کاپور مورد ملامت قرار داد. کارینا گفت : " میخواهم اعتراف کنم که خواهرم کاریشما در ازدواج با سانجی کاپور مرتکب اشتباه شده و او نیز بسیار مراقب است تا دچار اشتباهی مشابه او نشود."
کارینا در مصاحبه ای تلویزیونی گفت: " خواهرم در از دست دادن آبیشک و ازدواج با سانجی مرتکب اشتباهی بزرگ شد. من دوست داشتم کاریشما با آبیشک ازدواج کند زیرا آنها مناسب هم بودند
البته کارینا حاضر نشد در این مصاحبه مقصر اصلی این اشتباه بزرگ را معرفی کند . لازم به ذکر است اولین بار کاریشما کاپور بود که قید و بند ها را شکست و به عنوان اولین زن خاندان کاپورها پا به عرصه سینما گذاشت و البته پدربزرگ اسطوره ای همچون راج کاپور راه را برایش هموار کرد. اگر چه پدرش راندیر کاپور و مادرش بابیتا کاپور هم ستارگان مطرحی در دوره خود بودند. زمانی که کارینا کالج را ترک کرد و پا به عرصه فیلم و سینما گذاشت، کاریشما در حال فعالیت در سینما بود

خبر دوم مربوط به سلمان خان هست .

سلمان خان : تنها یک سوپر استار در سینما وجود دارد .

دو سال گذشته وقتی سلمان خان فیلم "جانه من" را با ساجد نادیاوالا ساخت،کاملا مطمئن بود که فیلم فوق العاده عمل می کند. اما با شگفتی زیاد این اتفاق نیفتاد. سلمان خان خود در اینباره میگوید: " فکر می کنم بخشی از این امر به خاطر این بود که من به جای تبلیغ فیلمم در خانه نشسته بودم و دیوالی را جشن میگرفتم. اما شاهرخ خان برای تبلیغ "دان" کارهای فراوانی انجام داد که نتیجه اش موفقیت عالی فیلم بود. بنابراین این بار تصمیم گرفتم از فیلمم حمایت کنم . آیا موفقیت فیلم "ساوریا" اینگونه که سلمان گفت، تضمین می شود؟ به گفته بعضی همزمانی اکران فیلم "ساوریا"، با فیلم شاهرخ خان، "ام شانتی ام" ، بیشترین تاثیر را در فروش فیلم سلمان خان خواهد داشت. برای خیلیها جالب خواهد بود تا ببینند که آیا سلمان خان می تواند اینبار حریف کینگ خان، لقب شاهرخ خان، بشود؟
وقتی موضوع اکران همزمان این دو فیلم را با سلمان خان در میان گذاشتیم او گفت: "ما نمیخواستیم اکران "ساوریا" با "ام شانتی ام" همزمان شود اما کمپانی سونی زمان اکران فیلم را خیلی پیشتر از اینها تعیین کرده بود. اما مشکلی وجود ندارد. به عقیده من هر دوی فیلمها خوب عمل خواهند کرد زیرا هر دو خوب هستند."
هر چند سلمان خان خیلی هم از این بابت مطمئن نیست. از او پرسیدیم آیا اکران فیلمهای دو سوپر استار به طور همزمان به یکی از آنها لطمه نخواهد زد؟ و او جواب غافلگیر کننده ای داد. او گفت: " یک لحظه صبر کنید! تنها یک سوپر استار در سینما وجود دارد و همه ما می دانیم که او کیست. لازم نیست که اسمش را بگویم .

منبع این خبرها هم سایت ایراسان هست .

عکسهای بازیگران رو گلچین کردم گذاشتم . برای سایز بزرگتر روشون کلیک کنید .

Hrithik  Kareena Kajol Shahrukh Salman 

و اما در مورد خودم که تانیا عزیز ازم خواست کمی از خودم بگم .

من علیرضا هستم , سال سوم دبیرستان , رشته ریاضی که از شمال کشور , استان مازندران , شهرستان بهشهر . راستش درست نمیدونم چی بگم بخاطر همین سعی کردم معرفیم تا حدودی شبیه به تانیا جون باشه . از رفتار و اخلاقم بگم , خب دوستام بهم میگن که پتانسیل خندم هیچوقت تموم نمیشه , چون همیشه در حال خنده و خلاصه اکتیو بازی هستم . آدم گیر و گوشه بگیر و خز و خیل نیستم و از آدمهای باکلاس و فهمیده خوشم میاد و با تازه به دوران رسیده و ضایع نمیپرم . از سکوت و تنهایی تا قسمتی خوشم میاد , از پیک نیک و اردو با دوستام هم لذت میبرم . از این بچه خپل و خیکی نیستم . راستی ! آهنگ های آروم رو دوست دارم , با سبک های سیاوش قمیشی خیلی حال میکنم . کتاب هم زیاد میخونم ٬ اکثرا کتاب های تاریخی میخونم ٬ از " سینوهه ٬ پزشک مخصوص فرعون گرفته " تا " خداوند قلعه الموت " . یه زمانی هم هری پاتریست خیلی خفن بودم ولی بعد از کتاب هشت ٬ دیگه هری پاتر هم بچه بازی شد . نویسندگان مورد علاقم ٬ " جی . ار . ار . تالکین " و " چارلز دیکنز " هستن . می رسیم به زندگی ٬ کلا از سبک زندگی آمریکایی ها خوشم میاد و جامعه اونا رو خیلی بیشتر از اینجا دوست دارم , حداقل تو فیلماشون یه چنین چیزی رو نشون میده .. بگذریم .. عاشق آثار باستانی هستم و دوست داشتم یه منجم بشم ولی وقتی فهمیدم چقدر خفنه تصمیمم عوض شد و دارم زورمو میزنم برم مکانیک بخونم . دیگه چی بگم ؟! هالیوود رو دوست دارم , عاشق سری فیلمهای امریکن پای هستم و با ارباب حلقه ها شدید حال میکنم و توی هالیوود از " نیکول کیدمن و روس توماس و الیجا وود " خوشم میاد . ولی نوبت میرسه به بالیوود . از اونجا که علاقه خاصی به سینمای هند دارم این وب رو تاسیس کردم و به همکاری دوست خوبم طلا جون این وبسایت رو میگردونیم . توی بازیگرای هندی " پرتی / شاهرخ / رانی / هریتیک " رو خیلی دوست دارم و اکثر فیلمهای مطرحشونو دیدم ولی فیلم " هم توم " رو یه جورایی خفن دوست دارم و نمیتونم با کلمات , احساسمو بیان کنم . خب دیگه فکر میکنم که دیگه کافی باشه ! خب اگه کسی خوشش اومد حتما نظرشو در مورد من بگه ممنون میشم . یه  عکس از خودم هم گذاشتم .

AliReza

خب این هم از یه بیوگرافی کوتاه . ولی میرسیم به نقد فیلم زیبا و فوق العاده ویر زارا . 

   

 نام فیلم : ویر زارا

نام بازیگران : شاهرخ خان . پرتی زینتا

بازیگران افتخاری : آمیتا باچان . هما مالینی . آنوپام کر

موضوع فیلم : احساسی . رمانتیک

نقد فیلم : فیلم با یه آهنگ زیبا شروع میشه و یه سری مناظر طبیعی خیلی قشنگی رو نشون میده و ویر ( شاهرخ ) هست که داره آهنگ زیبایی رو میخونه .. در انتهای این آهنگ نشون میده که یه دختر داره به سمت اون میدوه , ولی قبل از اینکه به هم برسن ویر از خواب بلند میشه و مثل همیشه خودشو در سلول زندان میبینه و یه خنده خیلی خوشکل به رویایی که دیده میکنه .

سمیرا ( رانی ) دختری پاکستانی که وکیل هست و قصد داره راه پدر خودش رو در کمک به زندانی های بی گناه هندی در پاکستان بکنه . به همین دلیل به زندان میره و با قصد داره در اولین مورد زندانیهاش با زندانی به نام 768 صحبتی داشته باشه . در زندان اون رو به این نام صدا میزدند و هیچ کدام از کارکنان زندان حرف زدن اون رو تابحال نشنیده بودند و ندیده بودند که با کسی صحبتی بکنه .

سمیرا به داخل سلول ویر میره و سعی میکنه که با اون صحبتی داشته باشه ولی هیچ گونه صحبتی از طرف ویر رو نمیشنوه , تا اینکه سمیرا نام " ویر پراتاپ سینگ " رو به زبون میاره و ویر به خودش میاد , مثل اینکه در این چند سال حتی اسم خودش رو هم فراموش کرده بوده . بالاخره ویر هم صحبت سمیرا میشه و داستان زندگیش رو تا اونجا که زندانی میشه رو تعریف میکنه .. " فلش بک " ویر یک کمک خلبان هست و عاقش کار خودش هست و وظیفه او کمک به مسدومان و مجروحانی هست که در ارتفاعات به کمک نیاز دارند هست .

دوربین به داخل خونه دختری میره که نامش زارا ( پرتی ) هست . یه دختره خیلی شنگول و جیگر . یه خواهر داره که اسمش " شبو " هست و توی خانواده ی مذهبی بزرگ شده و پدرش یکی از تاجران معروف هست . زارا در بین خانواده اش , علاقه شدیدی به مادربزرگش داره که اون اصلیتی هندی داره . مادربزرگش یه زنه پیر و مریض هست و نفس های آخرش رو میکشه .

روزها میگذرن تا اینکه مادربزرگ زارا , فوت میکنه , ولی قبل از فوتش از زارا میخواد که خاکستر سوخته بدنش رو تو هند بریزه , زارا هم طبق وصیت مادربزرگش , آماده ی سفر میشه تا آخرین خواسته مادربزرگش رو انجام بده .

توی راه , اتوبسشون چپ میکنه و زارا روی یه پرتگاه میفته و هر لحظه امکان سقوطش هست . ویر مطلع میشه و به کمک زارا میره . وقتی اون رو داره بالا میکشه یک لحظه چشمش به زارا میفته و پیش خودش میگه که این زیباترین دختری هست که تابحال دیده , در همین هین کیف زارا که خاکستر مادربزرگش توش هست به پایین میفته و زارا پس از یه ذره داد و بیداد ویر رو میبره پایین تا کیف رو برداره .

خلاصه آشنایی آنها از اینجا شروع میشه که ویر و زارا هر دو به مقصد هند سوار اتوبوس میشن . ویر در طول راه از رسوم و سنت های کشورش میگه .. خلاصه اونها به رودخانه هند میرسن , زارا و ویر خاکستر رو به داخل آب میریزن . وقت جدایی اونها فرا میرسه و زارا پس از کلی تشکر از ویر , از اون میخواد که چیزی از زارا بخواد . ویر هم حرف دلش رو میزنه و میگه که " یک روز با من باش تا خاطرات فراموش نشدنی رو برات درست کنم " . زارا اول شوکه میشه ولی مجبور میشه که این کار رو بکنه . ویر و زارا به طرف روستای ویر حرکت میکنن . پدر و مادر ویر ( آمیتا باچان . هما مالینی ) وقتی زارا رو میبینن مبهوت زیبایی اون میشن و پیشاپیش ازدواج ویر و زارا را تدارک میبینند .

زارا پس از مدتی , عاشق رسوم و آداب مردم هند میشه و علاقه شدیدی به مادر و پدر ویر پیدا میکنه . پس از گذشت چند روز زارا آماده برگشتن به خانه اش میشود و ویر هم که قصد برگشت به سر کارش رو داره همراه اون میره . والدین ویر هم پس از کلی نصیحت از ویر میخوان که به زارا پیشنهاد ازدواج دهد و ویر هم به اونا وعده ی انجام این عمل را میده .

اونها به ایستگاه راه آهن میرسن و ویر هم تصمیم میگیره که پیشنهاد ازدواج به زارا بده , اما درست قبل از این کار , نامزد زارا ( رضا شیرازی ) وارد فیلم میشه ..

خب این هم از نقد ویر زارا .. دیگه نخواستم کل فیلم رو تعریف کنم . ویر زارا یه فیلم فوق العاده بود . اما چند تا از جاهایی که دوست دارم رو میگم

1 - اونجایی که ویر زارا رو بقل میکنه و اونو از رودخونه میگذرونه .

2 - اونجایی که ویر بعد از 22 سال زارا رو میبینه .

3 - اونجایی که مراسم ازدواج زارا با رضا هست و ویر وارد میشه .

این سه قسمت رو خیلی دوست دارم . وضعیت فروش این فیلم هم " فوق العاده پرفروش " هست .

اما در آخر از دوستانی که نظر دادن نهایت تشکر رو دارم . اسماشون ماشا.. خیلی زیاده . کسانی مثل " سوگند / میترا / امیرعلی / سمانه / ریحان و آرش " هم که سوال داشتند , جواب سوالات رو براشون ایمیل کردم . موفق باشید ..

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:24 توسط طلا و علیرضا |